خادمین کهف الشهداء
شنبه 2 اردیبهشت 91 :: 9:35 صبح :: خادم وبلاگ : سرباز گمنام
دوستان عزیز اول از همه سلام و عرض ادب خدمت همتون دارم
بعد اینکه سال نو را تبریک عرض میکنم خدمتت تک تک شما دوستان و خواننده های عزیز
در ایام فاطمیه هستیم و این ایام که برای همه داغی بزرگ است رو خدمت همه محبین حضرت زهرا (س) تسلیت عرض میکنم
ان شاالله بزودی با مطالب و محتوایی جدید در وبلاگ در خدمتتون هستیم
البته اگر خدا یاری کند
یاعلی مدد
موضوع تحفه :
سه شنبه 8 شهریور 90 :: 2:45 عصر :: خادم وبلاگ : سرباز گمنام
شنبه 5 شهریور 90 :: 9:51 صبح :: خادم وبلاگ : سرباز گمنام
در روز جنگ خیبر پس از آنکه مرحب خیبری(مرحب بن حارث یهودی،مردی بلندقامت، عظیم الجثه و بسیار شجاع) به دست امیرالمونین به دو نیم گردید و بر زمین افتاد جبرائیل در حالی که خنده تعجب بر لب داشت بر پیامبر فرود آمد. رسول خدا به او فرمودند: از چه تعجب کردی؟ عرض کرد: همانا فرشتگان در مراکز و جایگاههای آسمانی ندا می کنند: "لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"
ولی تعجب من بدان جهت است که آن زمان که امر شدم قوم لوط را هلاک کنم ، شهرهای آنان را که 7 شهر از زمین هفتم زیرین تا زمین هفتم بالا بود بر پری از بالهایم قرار دادم و آنقدر آنرا بالا بردم که حاملان عرش صدای خروسها و اطفال (روی زمین) را می شنیدند و تا صبح در انتظار امر خدا ایستادم و آنرا جابجا نکردم. اما امروز که علی ضرب هاشمی را فرود آورد من مامور شدم زیادی قبضه او را نگه دارم تا به زمین فرود نیاید و به زمین نرسد و آنرا به دو نیم نکند تا زمین و اهل آنرا واژگون گردد.
در این هنگام فشار زیادی شمشیر علی سنگین تر از شهرهای قوم لوط بود و این درحالی بود که اسرافیل و میکائیل بازوی علی را در هوا به قبضه خویش گرفته بودند.
منبع: مدینه المعاجز 1/183 ح 173 تالیف سیدهاشم بحرانی و اعجاز امیران عالم فصل دوم.احمد متوسلی
موضوع تحفه : حضرت علی, جبرئیل, قوم لوط, اسرافیل, میکائیل, جنگ, خیبر, امام علی, لوط, امیرالمومنین,
شنبه 29 مرداد 90 :: 12:36 عصر :: خادم وبلاگ : سرباز گمنام
محراب کوفه امشب در موج خون نشسته یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین
از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید
دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد
غمخوار دردمندان امشب شهید گردید امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید
تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت
امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند
تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد امشب به نام سجاد خط اسارت آمد
امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید آری برادر امشب زینب اسیر گردید
باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران
امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین
شعر از : حمید سبزواری
موضوع تحفه : حضرت علی, امام علی, امیرالمومنین, ضربت, شب ضربت, 19 رمضان, رمضان, ضربت امام علی, ضربت حضرت علی, ضربت امیر المومنین,
دوشنبه 24 مرداد 90 :: 11:36 صبح :: خادم وبلاگ : سرباز گمنام
در جود و کرم دست خدا هست حسن(ع) دست همه را وقت عطا بست حسن(ع)
نومید نگردد کسی از درگه او زیرا که کریم اهل بیت است حسن(ع)
خجسته میلاد دومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی (ع) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

موضوع تحفه : امام حسن, کریم, کریم اهل بیت, میلاد, تبریک میلاد, تولد, تبریک تولد, میلاد امام حسن, تولد امام حسن, میلاد امام حسن مبارک,
سه شنبه 14 تیر 90 :: 8:30 عصر :: خادم وبلاگ : سرباز گمنام
مـیـلاد مسعـود اباالفضل جوان است هـنگام شـادی و سرور شیـعـیـانــسـت
از دامـن ام البنین ماهی عیان است کز روی وی شرمنده مـاه آسـمـانست
یـا فـاطـمه ام البنین زین تازه مولود روشـن دل و چـشم امیر مومـنانـست
یـا فـاطـمـه ام الـبـنـین این ماه تابان سردار و سقای امیـر انس و جانـست
عـبـاس تـو در یـاری فـرزنــد زهــرا اسـتـاده جـان بـرکـف غلام آستانـست
عـبـاس تـو در کـربلا بـر یـاری دیـن در عرصه میدان چنان شیر ژیانـست
گوید «حیاتی» در شب میلاد مسعود از بهر طبعم لؤلؤ و مرجان روانـست
شاعر : حیاتی
جانبازان، یادگاران روزهای عشق و حماسه اند؛ خاطرات مجسّم سال هایی که درهای آسمان به روی عاشقان باز بود و فرشتگان در آسمانِ زمین گرم گلچینی بودند.
ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

موضوع تحفه : تبریک, میلاد, ابوالفضل, اباالفضل, عباس, حضرت, حضرت عباس, حضرت اباالفضل, میلاد حضرت عباس, میلاد حضرت اباالفضل, میلاد حضرت ابوالفضل,
دوشنبه 13 تیر 90 :: 5:54 عصر :: خادم وبلاگ : سرباز گمنام
خانه ی شیر خدا امشب پر از نور خداست الـبشاره لیله ی میلاد مــصــباح الهـداست بر سر دوش نبی، شمس ولایت جلوه گر پیش روی فاطــمه، مرآتِ حسنِ ابتداست فاطمه آورده فرزندی که در قـــــدر و جـلال هم محمد هم امیرالمؤمنین هم مجتباست چشم ثــــارالـــلـــهیان روشن به میلاد حسین کام حزب اللهیان شیرین که این عید خداست گام گامِ مقدمش، رشک گلستان بهشت عــضــو عضوِ پیکرش، اوراق صنع کبریاست این همان مصباح دست غیب رب العالمین این همان قرآن روی قلب خــتم الانبیاست چشم نه، لب نه، جبین نه، حنجر و رخسار نه پای تـــا سر غرق در گلبوسههای مرتـضاست با وجود آنکه نَبوَد رحـمـت حـق را حدود این نمای رحمت بی حدِّ ذات کبریاست ســـبط احــمـــد، نــجــل حــیـدر، آرزوی فاطمه خون قرآن، اصل ایمان، قلب دین، روح دعاست قطرهای از بحر لطفش چشمه ی آب حیات ذرهای از خـاک کویآش درد عالم را دواست وصـــف او باید کسی گـویــد که قـــرآن آورد مدح او باید کسی گوید که او را خونبهاست هر چه میبینم جـــمالش را، نـبی پا تا به سر هرچه میخوانم ثنایش را،علی سرتا به پاست هر ســری تــقــدیم جـانان گشت، خاک پای او هر دلی جای خدا گردد، بر او صحن و سراست هر چه از او خواست ذات پــاک حق تقدیم کرد درعوض او ازخدای خویش بگرفت آنچه خواست من نمیگویم، نمیگویم، خدا باشد حسین لیک گویم گر خدایی از خدا خواهد، رواست خواهـر مظلومه ی او مـادر آزادگی است تـا قـیامت بر همه آزاد مردان مقتداست اصــــغـــــری دارد که ذبـــح اکـــبــرش خوانند خلق دختری دارد که دست بستهاش مشکل گشاست مــــادری دارد که در قــــرآن، خــدا مــدّاح اوست مدح او تطهیر و قدر و فجر و نور و«اهلأتی»ست قامتی دارد، قـیامت گوشهای از سایهاش صورتی دارد که در چشم محمد دلرباست بازویی دارد چو بــــازوی امـــیــرالـــمــؤمنین هیبتی دارد که گویی خود علی مرتضاست روز محـــشر ذکر کــل انبـیا یا فاطمه است فاطمه گوید خداوندا حسین من کجاست؟ او بُوَد فُــلــک نــجات و لــنگرش دخت علی این نباشد کفر اگر گویم خدایش ناخداست شهریار کشور دلها حسین بن علی زاد? امالــبنین فـرمانـــد? کل قـواست آنچه در عالم گنه کار است در روز جزا گر خدا بخشد به یک موی حــبـیـب او به جاست گر چه حتی روز محشر چشم زهرا سوی اوست هر شب او واقعه، هر روز او روز جزاست اینکه خـنــدانیم و گـریـانیم در مـیــلـاد او میکند ثابت، گِــل مــا از زمــیـــن کــربـلاست آنکه سر سازد نثار دوست، از عالم سر است کشته ی محبوب را گر کشته پنداری خطاست مــرگ در بـسـتـر بوَد بر عــاشـق صـادق حـرام این معما را کسی داند که با ما آشـنـاسـت شور ما شور شهادت، شوق ما شوق وصال زخم ما یاری رحمت، خون ما آب بقاست من ز خـون دل نوشـتم بــر جبین آسمان هر که فانی در ره حق نیست، پایانش فناست قبر: کعبه، رکن: مــقــتل، تربت عشاق: حِــجـر مضجع من «مروه» و ایوان عباسم «صفا»ست گو یکی گردند خلقت از برای قتل من قامـتم تنها برای خالق یکتا دوتـاست آب را بر روی ما بسته نمیداند عــدو حنجر ما تشنـه ی آب دم تیغ بـلاست وصل جانان از دم شمشیر میآید به دست این همان معنای رمــــز «الـبلاءُ لِلــولا»ست "میثم" ایــن مـصـــراع را با خــط خـون بـایـد نوشت رأس ما از تن جدا شد، دوست کی از ما جداست؟
شاعر:حاج غلامرضا سازگار
میلاد سومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، حضرت ابا عبداالله الحسین برتمامی مسلمین و روز پاسدار بر تمامی پاسدارن عزیز فرخنده و گرامی باد.
موضوع تحفه : تبریک, میلاد, حسین, امام, امام حسین, اباعبدالله, میلاد امام حسین, میلاد حضرت اباعبدالله, حضرت اباعبدالله, شعبان,
چهارشنبه 8 تیر 90 :: 12:22 عصر :: خادم وبلاگ : سرباز گمنام
مریم کوچولو: مامان چرا بابا شبا اینقدر خس خس میکنه و سرفه میکنه مادر: آخه بابات مریضه عزیزم مریم کوچولو: مامانی مگه خودت نگفتی که آدم تا یمدتی مریضه و اگر خوب از خودش مواظبت کنه خوب میشه؟!! مادر: آخه مریضی بابات یه مریضی خاصه عزیزم
ادامه تحفه ...
موضوع تحفه : شهید, شهادت, شهدا, داستان, داستان کوتاه, شیمیایی, میکروبی, گاز, سلاح, سلاح شیمیایی, گاز خردل, ش م ر, جانباز, ماسک, اعصاب, قهرمان ملی,
سه شنبه 7 تیر 90 :: 11:27 صبح :: خادم وبلاگ : سرباز گمنام
سالـها کنـج قــفــس تـنها و بـی غـمـخوار بـودم لحظه ها را می شمردم در غم دیدار بودم هر سحر با ضــربه ی ســیـلـی نمودم روزه آغـاز زیــر آمـاج لـگـد در لـحـظـه ی افــطــار بودم گــرچـه زنــدانـبـان مـرا مـیـــزد به نامردی ولـیکن مـن بـرای عـفـو او در ذکـر یــا غــفـــار بودم من زکـــیـه سـیـرتـم، زهـــرا تـبـارم، زیـنــبــی ام گـاه یـاد شــام و گه یــاد در و دیـــوار بودم چونکه می بردند نامردان به سـوی چــارمـیخـــم یاد بــنـد گـردن مـولـا و آن مــســـمـار بودم چونکه می افتاد دندانی ز من از دست سنگینی یاد چـــوب خــیـزران و کــوفــه بـــدکـار بودم فـاصـلـه افـتـاده بـیـن اسـتــخــوانـهـای نـحـیـفـم یاد غــمـهـای سه سـاله بسکه در آزار بودم تا که می خـنـدیـد دشمن بر شـکـسـتـه حرمتم یاد ســرگــردانـی زیـــــنـــــب سـرِ بازار بودم
سروده: محمود ژولیده
السلام علیک یا عَـلَـم الـدیـن و الـتّـقـوی الـسـلام عـلـیـک یــا خــازن عـلم الـنـبـیـیـن الــسـلام عـلـیـک یــا نـائـب الاوصـیـاء الـسـابــقـیـن السلام علیک یا مولی موسی بن جعفر و رحمةاللّه و برکاته

موضوع تحفه : شهید, شهادت, حضرت, امام, باب الحوائج, موسی بن جعفر, کاظم, امام کاظم, شهادت امام موسی کاظم, تسلیت, پیام تسلیت, متن تسلیت,
امروز شرمنده: 4
دیروز شرمنده: 20
تمام کسانی که شرمنده کردند: 23336
 >
|
|